معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان در اکوسیستم نوآوری ایران تنها یک چکلیست ساده نیست، بلکه بنیان اصلی فرآیند انتخاب شرکتهایی است که واقعاً هویت فناورانه دارند. در این مقاله از تدبیرسینا، تلاش کردهایم با تکیه بر همین معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان یک تحلیل دقیق و کاربردی ارائه کنیم.
در اکوسیستم نوآوری ایران، کسب عنوان دانشبنیان تنها یک برچسب یا مجوزی برای استفاده از تسهیلات قانونی نیست، بلکه مهر تاییدی بر یک الگوی فکری و عملیاتی است. این عنوان، به شرکتهایی تعلق میگیرد که توانستهاند دانش را به عنوان هسته اصلی ارزشآفرینی خود تعریف کرده و آن را در کالبد محصولات یا خدمات تجاریسازیشده به جریان بیندازند. با این حال، مسیر دریافت این تأییدیه، مسیری دقیق و مبتنی بر ارزیابیهای فنی و تخصصی است که بسیاری از شرکتهای متقاضی را با چالش مواجه میکند؛ چالشهایی که ریشه در معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان دارند.
آییننامه ارزیابی شرکتها و مؤسسات دانشبنیان، چارچوبی مشخص اما سختگیرانه را برای این فرآیند تعریف کرده است. برخلاف تصور رایج، این ارزیابی به بررسی ایده یا پتانسیل یک شرکت نمیپردازد، بلکه مستقیماً بر روی محصول یا خدمت نهایی متمرکز میشود. این مطلب از تدبیرسینا، با هدف بررسی این فرآیند، به تحلیل عمیق سه معیار اصلی ارزیابی، مرحله تولید، سطح فناوری و طراحی مبتنی بر تحقیق و توسعه میپردازد؛ سه معیاری که اساس معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان محسوب میشوند.
فهرست مطالب
شرط تولید
اولین و اساسیترین پرسشی که ارزیابان مطرح میکنند، ساده و مستقیم است: آیا محصول یا خدمت شما از دنیای ایدهها و طرحهای مفهومی خارج شده و به واقعیت تبدیل شده است؟ این معیار، که تحت عنوان مرحله تولید شناخته میشود، نقطه صفر ارزیابی است. بدون عبور از این مرحله، بررسی سایر معیارها اساساً موضوعیت نخواهد داشت و این همان نقطهای است که بسیاری از کسبوکارها در معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان دچار سردرگمی میشوند.
محصول فیزیکی
برای شرکتهایی که محصولی فیزیکی (کالا) ارائه میدهند، حداقل شرط لازم، ساخت نمونه آزمایشگاهی است. این نمونه، اثبات میکند که دانش فنی ادعا شده توسط شرکت، قابلیت تبدیل به یک موجودیت فیزیکی و کارا را داشته است. نمونه آزمایشگاهی یک ماکت یا مدل ظاهری نخواهد بود، باید بتواند کارکرد اصلی محصول را در یک محیط کنترلشده به نمایش بگذارد؛ موضوعی که یک رکن مهم در معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان محسوب میشود.
بیشتر مطالعه کنید: شرکت های دانش بنیان در حوزه مواد پیشرفته و فناوری های شیمیایی
خدمات
ماهیت خدمات با کالاها متفاوت است؛ نمونه اولیه یک خدمت، در عمل همان اجرای آن است. به همین دلیل، برای شرکتهایی که محصول آنها از جنس خدمت است، معیار اثبات، ارائه اسناد فروش است. این اسناد (شامل قراردادها، فاکتورهای رسمی و مستندات واریز وجه) نشان میدهند که خدمت مورد نظر نهتنها طراحی و تعریف شده، بلکه به قدری از بلوغ رسیده که مشتری حاضر به پرداخت هزینه برای آن بوده است. این مرحله نیز از مهمترین معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان برای شرکتهای خدماتی به شمار میرود.
نکته: شرکتها باید مستندسازی این مرحله را از روز نخست در دستور کار قرار دهند. ثبت دقیق مراحل ساخت نمونه اولیه، نتایج تستهای آزمایشگاهی و نگهداری منظم کلیه اسناد مالی و قراردادی مربوط به فروش خدمات، سنگ بنای یک پرونده ارزیابی قدرتمند است و درک درستی از معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان فراهم میکند.
شرط سطح فناوری
پس از احراز شرط تولید محصول/خدمت، ارزیابی وارد عمیقترین لایه خود میشود؛ یعنی سنجش سطح فناوری. قانون دانشبنیان برای حمایت از هر نوع تولیدی طراحی نشده است؛ بلکه هدف آن، پشتیبانی از فناوریهایی است که مرزهای دانش را جابهجا کرده و مزیت رقابتی پایدار ایجاد میکنند. به همین دلیل، محصول باید در حوزه فناوریهای بالا یا متوسط رو به بالا قرار گیرد؛ نکتهای که از مهمترین معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان محسوب میشود.
این به چه معنا است؟ دانش فنی طراحی و ساخت محصول باید دارای پیچیدگی فنی بالایی باشد. این پیچیدگی به معنای استفاده از تجهیزات گرانقیمت یا جدید نیست، بلکه به ذات و ماهیت دانش بهکاررفته در محصول بازمیگردد.
مولفههای کلیدی پیچیدگی فنی
-
دشواری در کپیبرداری: آیا رقبا میتوانند به سادگی و با مهندسی معکوس سطحی، محصول شما را کپی کنند؟ هرچه پاسخ به این سوال منفیتر باشد، سطح فناوری بالاتر است. پیچیدگی در الگوریتمهای نرمافزاری، فرمولاسیونهای شیمیایی به خصوص، فرآیندهای تولید اختصاصی یا طراحیهای مکانیکی پیچیده، همگی موانع ورود ایجاد میکنند. این عوامل از مصادیق شاخص در معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان هستند.
-
نیاز به دانش تخصصی عمیق: آیا طراحی و تولید محصول نیازمند تخصصهای چندرشتهای و دانش آکادمیک عمیق است که به راحتی در دسترس عموم قرار ندارد؟
-
میزان نوآوری در سطح جهانی: محصول شما در مقایسه با پیشرفتهترین نمونههای جهانی در چه جایگاهی قرار دارد؟ آیا یک بهبود جزئی است یا یک جهش قابل توجه در عملکرد، کارایی یا ویژگیها؟ این سنجش جزء مؤلفههای مهم معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان محسوب میشود.
اهمیت معیارهای تفصیلی حوزههای تخصصی
پیچیدگی فنی در هر حوزه، معنای متفاوتی دارد. به همین دلیل، کارگروه ارزیابی، پیوستهای معیارهای تفصیلی را برای حوزههای مختلف تدوین کرده است. این پیوستها، خطکش تخصصی ارزیابی در هر صنعت هستند؛ در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود (برای مطالعه معرفی کامل حوزههای تخصصی و معیارهای هرکدام، اینجا کلیک کنید.):
-
حوزه ICT و نرمافزار: پیچیدگی در معماری سیستم، الگوریتمهای بهینهسازی، هوش مصنوعی، یادگیری ماشین یا امنیت دادهها سنجیده میشود، نه ساخت یک وبسایت یا اپلیکیشن ساده.
-
حوزه داروهای پیشرفته: تمرکز بر روی فرمولاسیونهای نوین، سیستمهای رهایش دارو، مولکولهای جدید یا فرآیندهای بیوتکنولوژیک پیچیده است.
-
حوزه مواد پیشرفته: نوآوری در سنتز، فرآوری، خواص مکانیکی، حرارتی یا شیمیایی یک ماده (پلیمر، سرامیک، کامپوزیت) ملاک ارزیابی قرار میگیرد.
-
حوزه ماشینآلات و تجهیزات: پیچیدگی در طراحی مکانیزمها، سیستمهای کنترل، دقت عملکرد و اتوماسیون فرآیندها اهمیت دارد.
نکته مهم: شرکتها باید قبل از ارائه درخواست، محصول خود را با معیارهای تفصیلی حوزه تخصصی خودشان تطبیق دهند. این کار به آنها کمک میکند تا نقاط قوت فناورانه خود را به درستی شناسایی کرده و در پرونده خود بر روی آنها تأکید کنند. این تطبیق، زبان مشترکی بین شرکت و ارزیاب ایجاد میکند و شفافیت بیشتری در معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان به وجود میآورد.

شرط تسلط یا طراحی مبتنی بر تحقیق و توسعه
سومین و شاید مهمترین معیار، به فرآیند خلق محصول میپردازد. یک محصول پیشرفته ممکن است از طریق مونتاژ صرف یا خرید دانش فنی آماده نیز به دست آید، اما چنین محصولی لزوماً دانشبنیان نیست. معیار طراحی مبتنی بر تحقیق و توسعه تضمین میکند که شرکت متقاضی، خود خالق و صاحب بخش قابل توجهی از دانش فنی محصول است. این طراحی باید حاصل یکی از سه مسیر زیر (یا ترکیبی از آنها) باشد:
طراحی داخلی: خلق از صفر
این مسیر، اصیلترین و ارزشمندترین شکل نوآوری است. در این حالت، شرکت با تکیه بر ایده محوری و فعالیتهای تحقیق و توسعه تیم داخلی خود، محصولی جدید را از پایه طراحی و خلق میکند. این فرآیند شامل چرخههای متعدد آزمون و خطا، نمونهسازی، بهینهسازی و مستندسازی دانش فنی است. چنین فرایندی یکی از اصلیترین مؤلفههای معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان است.
مانند:
- توسعه یک الگوریتم هوش مصنوعی جدید
- فرمولهکردن یک ترکیب پلیمری خصوصی
- طراحی یک برد الکترونیکی با معماری نوآورانه
- ایجاد یک فرآیند بیوتکنولوژیک اختصاصی
این مسیر نشان میدهد که دانش به صورت پایدار در درون سازمان نهادینه شده و شرکت یک مصرفکننده فناوری نیست، بلکه یک مولد فناوری است. این شرکتها توانایی تکرار نوآوری و توسعه نسلهای بعدی محصول را نیز خواهند داشت.
مهندسی معکوس پیشرفته
مهندسی معکوس به معنای کپیبرداری ساده نیست، بلکه یک فرآیند تحقیق و توسعه عمیق برای کشف، درک و بومیسازی دانش فنی یک محصول پیشرفته موجود در بازار است. در این روش، شرکت محصول رقیب را دمونتاژ و تحلیل کرده، اصول علمی و طراحی آن را استخراج میکند و سپس با تکیه بر توانمندی R&D خود، آن را بازآفرینی کرده یا حتی بهبود میبخشد. این مسیر نیز از شاخصهای مهم معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان به شمار میرود.
تفاوت اصلی با کپیبرداری: در کپیبرداری، هدف ساخت محصولی مشابه است. اما در مهندسی معکوس دانشبنیان، هدف اصلی کسب دانش فنی طراحی و ساخت است. این فرآیند باید با مستندات دقیق از تحلیلها، آزمایشها و چالشهای فنی که تیم برای رسیدن به دانش فنی با آنها روبهرو شده، همراه باشد. ایجاد بهبودهای جزئی یا کلی در محصول نهایی، شاهدی قوی بر موفقیت این فرآیند است.
انتقال فناوری همراه با تغییرات اساسی
بسیاری از نوآوریها بر پایه فناوریهای موجود شکل میگیرند. این مسیر، این واقعیت را به رسمیت میشناسد. در این روش، شرکت دانش فنی اولیه را از منبعی خارجی (مانند خرید لیسانس، دریافت آموزش تخصصی یا خرید تجهیزات پیچیده) به دست میآورد، اما به آن اکتفا نمیکند. هسته اصلی ارزیابی در این مسیر، کلمه تغییرات اساسی است. این مرحله در بسیاری از پروندهها تعیینکننده تطبیق با معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان است.
تغییرات اساسی چیست؟ این تغییرات باید حاصل فعالیتهای تحقیق و توسعه داخلی شرکت بوده و منجر به بهبود چشمگیر محصول، فرآیند تولید یا تجهیزات شوند. به عنوان مثال، شرکتی که یک خط تولید پیشرفته را وارد میکند و سپس با R&D داخلی، سیستم کنترل آن را برای تولید محصولی کاملاً جدید بازطراحی میکند، یا پارامترهای فرآیند را برای دستیابی به خواصی نوین بهینهسازی میکند، مصداق این مسیر است. استفاده از یک دستگاه پیشرفته، دانشبنیان محسوب نمیشود؛ بلکه تسلط بر دانش فنی آن و ایجاد نوآوری بر پایه آن ملاک است.
نکته مهم: مستندسازی فرآیند R&D مهمترین بخش پرونده است. گزارشهای تحقیق، نتایج آزمایشها، صورتجلسات تیم فنی، مستندات طراحی (نقشهها، کدها، فرمولاسیونها) و گواهیهای ثبت اختراع، همگی شواهدی هستند که عمق فعالیت تحقیق و توسعه شرکت را به اثبات میرسانند و برای موفقیت در معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان ضروری هستند.
جمع بندی
همانطور که تحلیل شد، ارزیابی دانشبنیان یک فرآیند چندبعدی است که سه ضلع یک مثلث را بررسی میکند: تولید، پیچیدگی فنی و تسلط بر دانش فنی. تنها شرکتی دانشبنیان است که بتواند محصولی واقعی و اختصاصی را با ارزش فناورانه بالا و برآمده از یک فرآیند تحقیق و توسعه اصیل به اثبات برساند. این سه ضلع، همان بنیان معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان را شکل میدهند.
مسیر دانشبنیان شدن، یک ماراتن مهم است، نه یک دوی سرعت. شرکتهای موفق، آنهایی هستند که از ابتدا، فرهنگ مستندسازی، سرمایهگذاری پیوسته بر R&D و همسوسازی اهداف تجاری خود با معیارهای نوآوری را در بطن سازمان خود نهادینه میکنند. درک عمیق معیارهای ارزیابی شرکت دانشبنیان، اولین و مهمترین قدم برای تدوین یک استراتژی موفق در این مسیر است.
برای پیمودن این مسیر، با تدبیرسینا همراه شوید؛ جایی که خدمات آن شامل دپارتمان ایجاد و توسعه نهادهای فناوری، دپارتمان فناوری مالی و تأمین سرمایه، دپارتمان ارزیابی و سرمایهگذاری و دپارتمان خدمات تجاریسازی است. برای مشاوره با ما تماس بگیرید و خدمات ما را بررسی کنید تا مسیر دانشبنیان شدن را با اطمینان بیشتری طی کنید.