پنج اشتباه مدیریتی مدیران عامل

پنج اشتباه مدیریتی مدیران عامل از جمله شکست‌ها و پیروزی‌ها برخی از مهم‌ترین درس‌هایی است که مدیران عامل در طول دوران حرفه ای خود می‌آموزند.
بسیاری از این اشتباهات از نقاط کور سرچشمه می گیرند.

مدیران عامل و دیگر رهبران کسب و کار تصمیم خواهند گرفت که آیا رشد کرده یا راکد باقی بمانند و چگونه به این اشتباهات پاسخ دهند.
در اینجا پنج اشتباه مدیریتی مدیران عامل که ممکن است مرتکب شوند آورده شده است که میتوان از این موارد جهت عدم تکرار آنها بهره برد.

پنج اشتباه مدیریتی مدیران عامل - خود رای بودن و عدم همکاری با دیگران

خود رای بودن و عدم همکاری با دیگران

اولین مورد از پنج اشتباه مدیریتی مدیران عامل خود رای بودن و عدم همکاری با دیگران است.

رهبران می توانند به راحتی بدون مطرح کردن هرگونه پرسش، نتیجه گیری کنند.

رهبرانی که فقط به نظرات خود اعتقاد دارند و دستور کار مشخصی برای بحث دارند، برای یادگیری از دیگران آماده نیستند.

این می تواند یک خطای جبران نشدنی باشد.

این مورد همچنین می تواند زمانی رخ دهد که رهبران جدید استراتژی های مناسب گذشته را بدون توجه به مشتریان یا کارمندان فعلی تکرار کنند.

بهترین ایده ها و راه حل ها برای مشکلات کسب و کار با پرسیدن سوال و همکاری نزدیک ایجاد می شود.

پنج اشتباه مدیریتی مدیران عامل - عدم شفافیت در تعیین راهبردها و چشم اندازها

عدم شفافیت در تعیین راهبردها و چشم اندازها

یکی از وظایف مدیرعامل تعیین جهت، چشم انداز و انتظارات برای کارکنان و تشویق آنها به فعالیت است که در رهبرانی که از ماموریت، چشم انداز و هدف خود فاصله می گیرند، کارکنان را دلسرد خواهند کرد.

کارکنان آن مجموعه فقط زمانی به ارزش های خود پایبند هستند و کارهای محول شده را به درستی انجام می دهند که زیر نظر گفته شده باشند که یکی از مهم ترین پنج اشتباه مدیریتی مدیران عامل است.

پنج اشتباه مدیریتی مدیران عامل - هدف قرار دادن رشد کوتاه مدت

هدف قرار دادن رشد کوتاه مدت

مدیران عامل درصورتی در این زمینه مرتکب اشتباه می شوند که بجای تمرکز بر رشد پایدار بلند مدت، بر روی دستیابی به اهداف فصلی تمرکز کنند.

بررسی این رشدهای مقطعی و کوتاه مدت می توانند بسیار موثر باشند، اما نباید با استراتژی بلندمدت شرکت تضاد داشته باشند.

تمرکز بر اهداف بلند مدت نشان دهنده تعهد به اصول شرکت و طرحی است که همه برای آن تلاش می کنند.

پنج اشتباه مدیریتی مدیران عامل - مدیریت جزء نگر

مدیریت جزء نگر

یک روند ارتباطی ثابت برای مدیران عاملی که در برقراری ارتباط با همکاران خود که در اولویت ها و دستاوردها موفق هستند ضروری است.

کارمندان زمانی احساس ارزش بیشتری می کنند که رهبران به وضوح مشخص کنند که باید روی چه چیزی تمرکز کنند و به تیم خود اجازه می دهند کار را به اتمام برسانند.

مهم این است که اهداف و نتایج را به طور واضح تعریف کنید و به تیم خود اعتماد داشته باشید تا به شما در پیشبرد اهداف کمک کنند.

اگرچه بازرسی منظم برای نظارت بر پیشرفت امور مهم است، اما درگیر شدن در امور جزئی می‌تواند به کاهش ارزش مدیران منجر شود.

برای جلوگیری از بروز این مسئله میتوان افرادی را به عنوان رابط و یا بازرس تعیین کرد.

پنج اشتباه مدیریتی مدیران عامل - تمرکز بر مشکلات خارج از کنترل مدیرعامل

تمرکز بر مشکلات خارج از کنترل مدیرعامل

مدیران عامل با تمرکز بر حوزه هایی که می توانند بر آنها تأثیر بگذارند، می توانند به ایجاد رویکرد مثبت برای شرکت های خود کمک کنند.

موفق ترین رهبرانی که بر اهداف بلندمدت حمایت از مشتریان و همکاران خود، صرف نظر از هر گونه چالشی تمرکز می کنند، از این خطای رایج رهبری اجتناب به دور هستند.

مدیران عامل موثر مانند ورزشکارانی در سطح جهانی هستند که از بهانه تراشی اجتناب می کنند و فقط بر آنچه می توانند کنترل کنند تمرکز می کنند.

 

سخن آخر
هر مدیرعاملی در نهایت یاد می گیرد که رها کند … گذشته را رها کند و شک و تردید را کنار بگذارد.

یادگیری رهبری در یک روز به دست نمی آید.

این مسیر پر از لحظات روبه رو شدن با تردیدها است.

در این مسیر باید نقاط ضعف دیگران را همانند نقاط ضعف خود بپذیرید و سپس برای اصلاح آنها اقدام کنید.

گاهی اوقات موارد ساده ای نظیر تعریف درست رقیب، کمک به کارمندان برای تبدیل نقطه ضعف به نقطه قوت و…است که به رهبران کمک می کند تا پیروز شوند.

اشتباهات را به عنوان فرصت های یادگیری ببینید که می توانند در بهبود و شکل گیری مهارت های رهبری به شما کمک کنند.